沙姆斯集› 嘎扎勒 2151› 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۱۵۱
- خشک و ترم خیال تو آینه جمال تو خشک لبم ز سوز دل چشم ترم به جان تو
G2151:4
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 در سفر هوای تو بیخبرم به جان تو·نیک مبارک آمدهست این سفرم به جان تو
- 2 لعل قبا سمر شدی چونک در آن کمر شدی·کشته زار در میان زان کمرم به جان تو
- 3 همچو قمر برآمدی بر قمران سر آمدی·همچو هلال زار من زان قمرم به جان تو
- 4 خشک و ترم خیال تو آینه جمال تو·خشک لبم ز سوز دل چشم ترم به جان تو
- 5 تا تو ز لعل بستهات تنگ شکر گشادهای·چون مگس شکسته پر بر شکرم به جان تو
- 6 دام همیشه تا بود آفت بال و پر بود·رسته شود ز دام تو بال و پرم به جان تو
- 7 در تبریز شمس دین هست چراغ هر سحر·طالب آفتاب من چون سحرم به جان تو
ganjoor: sh2151 · public domain