沙姆斯集 嘎扎勒 2162 诗联 5 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۱۶۲

  1. گر آبی خوردم از کوزه خیال تو در او دیدم وگر یک دم زدم بی‌تو پشیمانم به جان تو

G2162:5

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو·که هر بندی که بربندی بدرانم به جان تو
  2. 2 من آن دیوانه بندم که دیوان را همی‌بندم·زبان مرغ می‌دانم سلیمانم به جان تو
  3. 3 نخواهم عمر فانی را توی عمر عزیز من·نخواهم جان پرغم را توی جانم به جان تو
  4. 4 چو تو پنهان شوی از من همه تاریکی و کفرم·چو تو پیدا شوی بر من مسلمانم به جان تو
  5. 5 گر آبی خوردم از کوزه خیال تو در او دیدم·وگر یک دم زدم بی‌تو پشیمانم به جان تو
  6. 6 اگر بی‌تو بر افلاکم چو ابر تیره غمناکم·وگر بی‌تو به گلزارم به زندانم به جان تو
  7. 7 سماع گوش من نامت سماع هوش من جامت·عمارت کن مرا آخر که ویرانم به جان تو
  8. 8 درون صومعه و مسجد توی مقصودم ای مرشد·به هر سو رو بگردانی بگردانم به جان تو
  9. 9 سخن با عشق می‌گویم که او شیر و من آهویم·چه آهویم که شیران را نگهبانم به جان تو
  10. 10 ایا منکر درون جان مکن انکارها پنهان·که سر سرنبشتت را فروخوانم به جان تو
  11. 11 چه خویشی کرد آن بی‌چون عجب با این دل پرخون·که ببریده‌ست آن خویشی ز خویشانم به جان تو
  12. 12 تو عید جان قربانی و پیشت عاشقان قربان·بکش در مطبخ خویشم که قربانم به جان تو
  13. 13 ز عشق شمس تبریزی ز بیداری و شبخیزی·مثال ذره گردان پریشانم به جان تو

ganjoor: sh2162 · public domain