沙姆斯集› 嘎扎勒 2172› 诗联 7 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۱۷۲
- و هو معکم یعنی با توست در این جستن آنگه که تو میجویی هم در طلب او را جو
G2172:7
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 هم آگه و هم ناگه مهمان من آمد او·دل گفت که کی آمد جان گفت مه مه رو
- 2 او آمد در خانه ما جمله چو دیوانه·اندر طلب آن مه رفته به میان کو
- 3 او نعره زنان گشته از خانه که این جایم·ما غافل از این نعره هم نعره زنان هر سو
- 4 آن بلبل مست ما بر گلشن ما نالان·چون فاخته ما پران فریادکنان کوکو
- 5 در نیم شبی جسته جمعی که چه دزد آمد·و آن دزد همیگوید دزد آمد و آن دزد او
- 6 آمیخته شد بانگش با بانگ همه زان سان·پیدا نشود بانگش در غلغله شان یک مو
- 7 و هو معکم یعنی با توست در این جستن·آنگه که تو میجویی هم در طلب او را جو
- 8 نزدیکتر است از تو با تو چه روی بیرون·چون برف گدازان شو خود را تو ز خود میشو
- 9 از عشق زبان روید جان را مثل سوسن·میدار زبان خامش از سوسن گیر این خو
ganjoor: sh2172 · public domain