沙姆斯集 嘎扎勒 2176 诗联 7 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۱۷۶

  1. از فرقت آن دلبر دردی است در این دل آن داروی درد دل و آن چاره ما کو

G2176:7

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 آن دلبر عیار جگرخواره ما کو·آن خسرو شیرین شکرپاره ما کو
  2. 2 بی‌صورت او مجلس ما را نمکی نیست·آن پرنمک و پرفن و عیاره ما کو
  3. 3 باریک شده‌ست از غم او ماه فلک نیز·آن زهره با بهره سیاره ما کو
  4. 4 پربسته چو هاروتم و لب تشنه چو ماروت·آن رشک چه بابل سحاره ما کو
  5. 5 موسی که در این خشک بیابان به عصایی·صد چشمه روان کرد از این خاره ما کو
  6. 6 زین پنج حسن ظاهر و زین پنج حسن سر·ده چشمه گشاینده در این قاره ما کو
  7. 7 از فرقت آن دلبر دردی است در این دل·آن داروی درد دل و آن چاره ما کو
  8. 8 استاره روز او است چو بر می‌ندمد صبح·گویم که بدم گوید کاستاره ما کو
  9. 9 اندر ظلمات است خضر در طلب آب·کان عین حیات خوش فواره ما کو
  10. 10 جان همچو مسیحی است به گهواره قالب·آن مریم بندنده گهواره ما کو
  11. 11 آن عشق پر از صورت بی‌صورت عالم·هم دوز ز ما هم زه قواره ما کو
  12. 12 هر کنج یکی پرغم مخمور نشسته‌ست·کان ساقی دریادل خماره ما کو
  13. 13 آن زنده کن این در و دیوار بدن کو·و آن رونق سقف و در و درساره ما کو
  14. 14 لوامه و اماره بجنگند شب و روز·جنگ افکن لوامه و اماره ما کو
  15. 15 ما مشت گلی در کف قدرت متقلب·از غفلت خود گفته که گل کاره ما کو
  16. 16 شمس الحق تبریز کجا رفت و کجا نیست·و اندر پی او آن دل آواره ما کو

ganjoor: sh2176 · public domain