沙姆斯集 嘎扎勒 2221 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۲۲۱

  1. عسلی جوشد از آن خم که نه در شش جهت است پنج انگشت بلیسند کنون هر شش از او

G2221:4

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 سر و پا گم کند آن کس که شود دلخوش از او·دل کی باشد که نگردد همگی آتش از او
  2. 2 گرد آن حوض همی‌گردی و عاشق شده‌ای·چون شدی غرق شکر رو همه تن می‌چش از او
  3. 3 چون سبوی تو در آن عشق و کشاکش بشکست·بر لب چشمه دهان می‌نه و خوش می‌کش از او
  4. 4 عسلی جوشد از آن خم که نه در شش جهت است·پنج انگشت بلیسند کنون هر شش از او
  5. 5 آن چه آب است کز او عاشق پرآتش و باد·از هوس همچو زمین خاک شد و مفرش از او
  6. 6 آه عاشق ز چه سوزد تتق گردون را·ز آنک می‌خیزد آن آتش و آن آهش از او
  7. 7 شمس تبریز که جان در هوس او بگریست·گشت زیبا و دلارام و لطیف و کش از او

ganjoor: sh2221 · public domain