沙姆斯集 嘎扎勒 2223 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۲۲۳

  1. چشم بد از روی خوبت دور باد ای هزاران جان فدای جان تو

G2223:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 ای همه سرگشتگان مهمان تو·آفتاب از آسمان پرسان تو
  2. 2 چشم بد از روی خوبت دور باد·ای هزاران جان فدای جان تو
  3. 3 چون فدا گردند جاویدان شوند·ز آنک اکسیر است جان را کان تو
  4. 4 گاو و بزغاله و بره گردون چرخ·باد ای ماه بتان قربان تو
  5. 5 ز آنک قربان‌ها همه باقی شوند·در هوای عید بی‌پایان تو
  6. 6 در سرای عصمت یزدان توی·بخت و دولت روز و شب دربان تو
  7. 7 ای خدا این باغ را سرسبز دار·در بهارستان بی‌نقصان تو
  8. 8 تا ملایک میوه از وی می‌کشند·می‌چرند از نخل و سیبستان تو
  9. 9 این شکرخانه همیشه باز باد·پرنبات و شکر پنهان تو
  10. 10 آب این جو ای خدا تیره مباد·تا به هر سو می‌رود ز احسان تو
  11. 11 این دعا را یا رب آمین هم تو کن·ای دعا آن تو آمین آن تو
  12. 12 چنگ و قانون جهان را تارهاست·ناله هر تار در فرمان تو
  13. 13 من بخفتم تو مرا انگیختی·تا چو گویم در خم چوگان تو
  14. 14 ور نه خاکی از کجا عشق از کجا·گر نبودی جذبه‌های جان تو
  15. 15 خاک خشکی مست شد تر می‌زند·آن توست این آن توست این آن تو
  16. 16 دی مرا پرسید لطفش کیستی·گفتم ای جان گربه در انبان تو
  17. 17 گفت ای گربه بشارت مر تو را·که تو را شیری کند سلطان تو
  18. 18 من خمش کردم توام نگذاشتی·همچو چنگم سخره افغان تو

ganjoor: sh2223 · public domain