沙姆斯集 嘎扎勒 2231 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۲۳۱

  1. دوش خفته خلق اندر خواب خوش او به قصد جان عاشق سو به سو

G2231:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 می‌دوید از هر طرف در جست و جو·چشم پرخون تیغ در کف عشق او
  2. 2 دوش خفته خلق اندر خواب خوش·او به قصد جان عاشق سو به سو
  3. 3 گاه چون مه تافته بر بام‌ها·گاه چون باد صبا او کو به کو
  4. 4 ناگهان افکند طشت ما ز بام·پاسبانان درشده در گفت و گو
  5. 5 در میان کوی بانگ دزد خاست·او بزد زخمی و پنهان کرد رو
  6. 6 گرد او را پاسبانی درنیافت·کش زبون گشته‌ست چرخ تندخو
  7. 7 بر سر زخم آمد افلاطون عقل·کو نشان‌ها را بداند مو به مو
  8. 8 گفت دانستم که زخم دست کیست·کو است اصل فتنه‌های تو به تو
  9. 9 چونک زخم او است نبود چاره‌ای·آنچ او بشکافت نپذیرد رفو
  10. 10 از پی این زخم جان نو رسید·جان کهنه دست‌ها از خود بشو
  11. 11 عشق شمس الدین تبریزی است این·کو برون است از جهان رنگ و بو

ganjoor: sh2231 · public domain