沙姆斯集› 嘎扎勒 2243› 诗联 3 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۲۴۳
- روح ز روز الست بود ز روی تو مست چند که از آب و گِل بود پریشان تو
G2243:3
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 آینهٔ جان شده چهرهٔ تابان تو·هر دو یکی بودهایم، جان من و جان تو
- 2 ماهِ تمام دُرست! خانهٔ دل آن توست·عقل که او خواجه بود بنده و دربان تو
- 3 روح ز روز الست بود ز روی تو مست·چند که از آب و گِل بود پریشان تو
- 4 گِل چو به پستی نشست آب کنون روشنست·رفت کنون از میان آنِ من و آنِ تو
- 5 قیصر رومی کنون زنگیکان را شکست·تا به ابد چیره باد دولت خندان تو
- 6 ای رخ تو همچو ماه، ناله کنم گاه گاه·ز آنک مرا شد حجاب، عشق سخندان تو
ganjoor: sh2243 · public domain