沙姆斯集 · G225 · 8 联
غزل شمارهٔ ۲۲۵
打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。
- G225:1 بپخته است خدا بهر صوفیان حلواکه حلقه حلقه نشستند و در میان حلوا
- G225:2 هزار کاسه سر رفت سوی خوان فلکچو درفتاد از آن دیگ در دهان حلوا
- G225:3 به شرق و غرب فتادست غلغلی شیرینچنین بوَد، چو دهد شاه خسروان حلوا
- G225:4 پیاپی از سوی مطبخ رسول میآیدکه پختهاند ملایک بر آسمان حلوا
- G225:5 به آبریز برد چونک خورد حلوا تنبه سوی عرش برد چونک خورد جان حلوا
- G225:6 به گرد دیگ دل ای جان چو کفچه گرد بهسرکه تا چو کفچه، دهان پر کنی از آن حلوا
- G225:7 دلی که از پی حلوا چو دیک سوخت سیاهکرم بوَد که ببخشد به تای نان حلوا
- G225:8 خموش باش که گر حق نگویدش که بدهچه جای نان، ندهد هم به صد سنان حلوا
ganjoor: sh225 · public domain