沙姆斯集› 嘎扎勒 225› 诗联 7 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۲۵
- دلی که از پی حلوا چو دیک سوخت سیاه کرم بوَد که ببخشد به تای نان حلوا
G225:7
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 بپخته است خدا بهر صوفیان حلوا·که حلقه حلقه نشستند و در میان حلوا
- 2 هزار کاسه سر رفت سوی خوان فلک·چو درفتاد از آن دیگ در دهان حلوا
- 3 به شرق و غرب فتادست غلغلی شیرین·چنین بوَد، چو دهد شاه خسروان حلوا
- 4 پیاپی از سوی مطبخ رسول میآید·که پختهاند ملایک بر آسمان حلوا
- 5 به آبریز برد چونک خورد حلوا تن·به سوی عرش برد چونک خورد جان حلوا
- 6 به گرد دیگ دل ای جان چو کفچه گرد بهسر·که تا چو کفچه، دهان پر کنی از آن حلوا
- 7 دلی که از پی حلوا چو دیک سوخت سیاه·کرم بوَد که ببخشد به تای نان حلوا
- 8 خموش باش که گر حق نگویدش که بده·چه جای نان، ندهد هم به صد سنان حلوا
ganjoor: sh225 · public domain