沙姆斯集 嘎扎勒 2256 诗联 7 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۲۵۶

  1. منم از کار مانده‌ای ز خریدار مانده‌ای به فراغت نظرکنان به سوی کار و بار تو

G2256:7

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 به قرار تو او رسد که بود بی‌قرار تو·که به گلزار تو رسد دل خسته به خار تو
  2. 2 گل و سوسن از آن تو همه گلشن از آن تو·تلفش از خزان تو طربش از بهار تو
  3. 3 ز زمین تا به آسمان همه گویان و خامشان·چو دل و جان عاشقان به درون بی‌قرار تو
  4. 4 همه سوداپرست تو همه عالم به دست تو·نفسی پست و مست تو نفسی در خمار تو
  5. 5 همه زیر و زبر ز تو همگان بی‌خبر ز تو·چه غریب است نظر به تو چه خوش است انتظار تو
  6. 6 چه کند سرو و باغ را چو نظر نیست زاغ را·تو ز بلبل فغان شنو که وی است اختیار تو
  7. 7 منم از کار مانده‌ای ز خریدار مانده‌ای·به فراغت نظرکنان به سوی کار و بار تو
  8. 8 بگذارم ز بحر و پل بگریزم ز جزو و کل·چه کنم من عذار گل که ندارد عذار تو
  9. 9 چه کنم عمر مرده را تن و جان فسرده را·دو سه روز شمرده را چو منم در شمار تو
  10. 10 چو دل و چشم و گوش‌ها ز تو نوشند نوش‌ها·همه هر دم شکوفه‌ها شکفد در نثار تو
  11. 11 پس از این جان که دارمش به خموشی سپارمش·ز کجا خامشم هلد هوس جان سپار تو
  12. 12 به خموشی نهان شدن چو شکارم نتان شدن·که شکار و شکاریان نجهند از شکار تو
  13. 13 همه فربه ز بوی تو همه لاغر ز هجر تو·همه شادی و گریه شان اثر و یادگار تو

ganjoor: sh2256 · public domain