沙姆斯集 嘎扎勒 2259 诗联 5 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۲۵۹

  1. همه روز آفتاب اگر ز ضیا تیغ می‌زند به کم از ذره می‌شود ز نهیب سنان تو

G2259:5

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 هله طبل وفا بزن که بیامد اوان تو·می چون ارغوان بده که شکفت ارغوان تو
  2. 2 بفشاریم شیره از شکرانگور باغ تو·بفشانیم میوه‌ها ز درخت جوان تو
  3. 3 بمران جان و عقل را ز سر خوان فضل خود·چه خورد یا چه کم کند مگسی دو ز خوان تو
  4. 4 طمع جمله طامعان بود از خرمنت جوی·دو ده مختصر بود دو جهان در جهان تو
  5. 5 همه روز آفتاب اگر ز ضیا تیغ می‌زند·به کم از ذره می‌شود ز نهیب سنان تو
  6. 6 چو زمین بوس می‌کند پی تو جان آسمان·به چه پر برپرد زمین به سوی آسمان تو
  7. 7 بنشیند شکسته پر سوی تو می‌کند نظر·که همین جاش می‌رسد مدد ارمغان تو
  8. 8 نه گذشته‌ست در جهان نه شب و نی سحرگهان·که دمم آتشین نشد ز دم پاسبان تو
  9. 9 نه مرا وعده کرده‌ای نه که سوگند خورده‌ای·که به هنگام برشدن برسد نردبان تو
  10. 10 چو بدان چشم عبهری به سوی بنده بنگری·بپرد جانش از مکان به سوی لامکان تو
  11. 11 بنوازیش کای حزین مخور اندوه بعد از این·که خروشید آسمان ز خروش و فغان تو
  12. 12 منم از مادر و پدر به نوازش رحیمتر·جهت پختگی تو برسید امتحان تو
  13. 13 بکنم باغ و جنتی و دوایی ز درد تو·بکنم آسمان تو به از این از دخان تو
  14. 14 همه گفتیم و اصل را بنگفتیم دلبرا·که همان به که راز تو شنوند از دهان تو

ganjoor: sh2259 · public domain