沙姆斯集 嘎扎勒 2265 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۲۶۵

  1. رفته‌ست رقیب و بر آن یار نبود او بی‌زحمت دشمن دم عشاق شنود او

G2265:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 الیوم من الوصل نسیم و سعود·الیوم اری الحب علی العهد فعودوا
  2. 2 رفته‌ست رقیب و بر آن یار نبود او·بی‌زحمت دشمن دم عشاق شنود او
  3. 3 یا قلب ابشرک به وصل و رحیق·ما فاتک من دهرک الیوم یعود
  4. 4 شکر است عدو رفته و ما همدم جامیم·ما سرخ و سپید از طرب و کور و کبود او
  5. 5 یا حب حنا نیک تجلیت بوصل·الروح فدا روحک بالروح تجود
  6. 6 ما را که برای دل حساد جفا گفت·امروز چو خلوت شد ما را بستود او
  7. 7 هذا قمر قد غلب الشمس بنور·من طالعه الیوم علی الشمس یسود
  8. 8 امروز نقاب از رخ خود ماه برانداخت·بر طلعت خورشید و مه و زهره فزود او
  9. 9 ما اکثر ما قد خفض العیش به هجر·للعیش من الیوم نهوض و صعود
  10. 10 پیوسته ز خورشید ستاند مه نو نور·این مه که به خورشید دهد نور چه بود او
  11. 11 یا قلب تمتع و طب ان شکورا·الحب شفیق لک و الله ودود
  12. 12 این دم سپه عشق چه خوش دست گشادند·چون یک گره از طره پربند گشود او
  13. 13 الحب الی المجلس والله سقانا·و السکر من القهوه کالدهر ولود
  14. 14 آن غم که ز عشاق بسی گرد برآورد·بیرون ز در است این دم و از بام فرود او
  15. 15 الیوم من العیش لقاء و شفا·الیوم من السکر رکوع و سجود
  16. 16 آن ساغر لاغرشده را داروی دل ده·دیر است که محروم شد از ذوق وجود او
  17. 17 یا قوم الی العشق انیبوا و اجیبوا·لما کتب الله علی العشق خلود
  18. 18 امروز صلا می‌زند این خفته دلان را·آن عشق سماوی که نخفت و نغنود او
  19. 19 العشق من الکون حیات و لباب·و العیش سوی العشق قشور و جلود
  20. 20 هر دوست که از عشق به دنیات کشاند·خود دشمن تو او است یقین دان و حسود او
  21. 21 لا تنطق فی العشق و یکفیک انین·فالمخلص للعاشق صبر و جحود
  22. 22 بس کن تو مگو هیچ که تا اشک بگوید·دل خود چو بسوزد بدهد بوی چو عود او

ganjoor: sh2265 · public domain