沙姆斯集 嘎扎勒 2281 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۲۸۱

  1. اندیشه جز زیبا مکن کو تار و پود صورت است ز اندیشه‌ای احسن تند هر صورتی احسن شده

G2281:4

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 ای از تو خاکی تن شده تن فکرت و گفتن شده·وز گفت و فکرت بس صور در غیب آبستن شده
  2. 2 هر صورتی پرورده‌ای معنی است لیک افسرده‌ای·صورت چو معنی شد کنون آغاز را روشن شده
  3. 3 یخ را اگر بیند کسی و آن کس نداند اصل یخ·چون دید کآخر آب شد در اصل یخ بی‌ظن شده
  4. 4 اندیشه جز زیبا مکن کو تار و پود صورت است·ز اندیشه‌ای احسن تند هر صورتی احسن شده
  5. 5 زان سوی کاندازی نظر آن جنس می‌آید صور·پس از نظر آید صور اشکال مرد و زن شده
  6. 6 با آن نشین کو روشن است کز دل سوی دل روزن است·خاک از چه ورد و سوسن است کش آب هم مسکن شده
  7. 7 ور همنشین حق شوی جان خوش مطلق شوی·یا رب چه بارونق شوی ای جان جان من شده
  8. 8 از جا به بی‌جا آمده اه رفته هیهای آمده·بی‌دست و بی‌پای آمده چون ماه خوش خرمن شده
  9. 9 یا رب که چون می‌بینمش ای بنده جان و دینمش·خود چیست این تمکینمش ای عقل از این امکن شده
  10. 10 هر ذره‌ای را محرم او هر خوش دمی را همدم او·نادیده زو زاهد شده زو دیده تردامن شده
  11. 11 ای عشق حق سودای او آن او است او جویای او·وی می‌دمد در وای او ای طالب معدن شده
  12. 12 هم طالب و مطلوب او هم عاشق و معشوق او·هم یوسف و یعقوب او هم طوق و هم گردن شده
  13. 13 اوصافت ای کس کم چو تو پایان ندارد همچو تو·چند آب و روغن می‌کنم ای آب من روغن شده

ganjoor: sh2281 · public domain