沙姆斯集 嘎扎勒 2284 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۲۸۴

  1. آمده‌ام مست لقا کشته شمشیر فنا گر نه چنینم تو مرا هیچ دل شاد مده

G2284:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 باده بده باد مده وز خودمان یاد مده·روز نشاط است و طرب برمنشین داد مده
  2. 2 آمده‌ام مست لقا کشته شمشیر فنا·گر نه چنینم تو مرا هیچ دل شاد مده
  3. 3 خواجه تو عارف بده‌ای نوبت دولت زده‌ای·کامل جان آمده‌ای دست به استاد مده
  4. 4 در ده ویرانه تو گنج نهان است ز هو·هین ده ویران تو را نیز به بغداد مده
  5. 5 والله تیره شب تو به ز دو صد روز نکو·شب مده و روز مجو عاج به شمشاد مده
  6. 6 غیر خدا نیست کسی در دو جهان همنفسی·هر چه وجود است تو را جز که به ایجاد مده
  7. 7 گرچه در این خیمه دری دانک تو با خیمه گری·لیک طناب دل خود جز که به اوتاد مده
  8. 8 ساقی جان صرفه مکن روز ببردی به سخن·مال یتیمان بمخور دست به فریاد مده
  9. 9 ای صنم خفته ستان در چمن و لاله ستان·باده ز مستان مستان در کف آحاد مده
  10. 10 دانه به صحرا مکشان بر سر زاغان مفشان·جوهر فردیت خود هرزه به افراد مده
  11. 11 چون بود ای دلشده چون نقد بر از کن فیکون·نقد تو نقد است کنون گوش به میعاد مده
  12. 12 هم تو توی هم تو منم هیچ مرو از وطنم·مرغ توی چوژه منم چوزه به هر خاد مده
  13. 13 آنک به خویش است گرو علم و فریبش مشنو·هست تو را دانش نو هوش به اسناد مده
  14. 14 خسرو جانی و جهان وز جهت کوهکنان·با تو کلندی است گران جز که به فرهاد مده
  15. 15 بس کن کاین نطق خرد جنبش طفلانه بود·عارف کامل شده را سبحه عباد مده

ganjoor: sh2284 · public domain