沙姆斯集 嘎扎勒 2292 诗联 5 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۲۹۲

  1. که جان‌ها کز الست آمد بسی بی‌خویش و مست آمد از آن در آب و گل هر دم همی‌لغزیم مستانه

G2292:5

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 به لاله دوش نسرین گفت برخیزیم مستانه·به دامان گل تازه درآویزیم مستانه
  2. 2 چو باده بر سر باده خوریم از گلرخ ساده·بیا تا چون گل و لاله درآمیزیم مستانه
  3. 3 چو نرگس شوخ چشم آمد سمن را رشک و خشم آمد·به نسرین گفت تا ما هم براستیزیم مستانه
  4. 4 بت گلروی چون شکر چو غنچه بسته بود آن در·چو در بگشاد وقت آمد که درریزیم مستانه
  5. 5 که جان‌ها کز الست آمد بسی بی‌خویش و مست آمد·از آن در آب و گل هر دم همی‌لغزیم مستانه
  6. 6 دلا تو اندر این شادی ز سرو آموز آزادی·که تا از جرم و از توبه بپرهیزیم مستانه
  7. 7 صلاح دیده ره بین صلاح الدین صلاح الدین·برای او ز خود شاید که بگریزیم مستانه

ganjoor: sh2292 · public domain