沙姆斯集 嘎扎勒 2305 诗联 9 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۳۰۵

  1. پس فکر چو بحر آمد حکمت مثل ماهی در فکر سخن زنده در گفت سخن مرده

G2305:9

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 کی باشد من با تو باده به گرو خورده·تو برده و من مانده من خرقه گرو کرده
  2. 2 در می شده من غرقه چون ساغر و چون کوزه·با یار درافتاده بی‌حاجب و بی‌پرده
  3. 3 صد نوش تو نوشیده تشریف تو پوشیده·صد جوش بجوشیده این عالم افسرده
  4. 4 از نور تو روشن دل چون ماه ز نور خور·وز بوی گلت خوشدل چون روغن پرورده
  5. 5 تا خود چه فسون گفتی با گل که شد او خندان·تا خود چه جفا گفتی با خارک پژمرده
  6. 6 یک لحظه بخندانی یک لحظه بگریانی·ای نادره صنعت‌ها در صنع درآورده
  7. 7 عاقل ز تو نازارد زان روی که زشت آید·ظلمت ز مه آشفته خاری ز گل آزرده
  8. 8 بس غصه رسول آمد از منعم و می‌گوید·ده مرده شکر خوردی بگذار یکی مرده
  9. 9 پس فکر چو بحر آمد حکمت مثل ماهی·در فکر سخن زنده در گفت سخن مرده
  10. 10 نی فکر چو دام آمد دریا پس این دام است·در دام کجا گنجد جز ماهی بشمرده
  11. 11 پس دل چو بهشتی دان گفتار زبان دوزخ·وین فکر چو اعرافی جای گنه و خرده

ganjoor: sh2305 · public domain