沙姆斯集 嘎扎勒 2319 诗联 9 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۳۱۹

  1. تو آفت مرغانی زان دانه که می‌دانی یک مشت برافشانی ز انبار پر از دانه

G2319:9

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 آن یار غریب من آمد به سوی خانه·امروز تماشا کن اشکال غریبانه
  2. 2 یاران وفا را بین اخوان صفا را بین·در رقص که بازآمد آن گنج به ویرانه
  3. 3 ای چشم چمن می‌بین وی گوش سخن می‌چین·بگشای لب نوشین ای یار خوش افسانه
  4. 4 امروز می باقی بی‌صرفه ده ای ساقی·از بحر چه کم گردد زین یک دو سه پیمانه
  5. 5 پیمانه و پیمانه در باده دوی نبود·خواهی که یکی گردد بشکن تو دو پیمانه
  6. 6 من باز شکارم جان دربند مدارم جان·زین بیش نمی‌باشم چون جغد به ویرانه
  7. 7 قانع نشوم با تو صبر از دل من گم شد·رو با دگری می‌گو من نشنوم افسانه
  8. 8 من دانه افلاکم یک چند در این خاکم·چون عدل بهار آمد سرسبز شود دانه
  9. 9 تو آفت مرغانی زان دانه که می‌دانی·یک مشت برافشانی ز انبار پر از دانه
  10. 10 ای داده مرا رونق صد چون فلک ازرق·ای دوست بگو مطلق این هست چنین یا نه
  11. 11 بار دگر ای جان تو زنجیر بجنبان تو·وز دور تماشا کن در مردم دیوانه
  12. 12 خود گلشن بخت است این یا رب چه درخت است این·صد بلبل مست این جا هر لحظه کند لانه
  13. 13 جان گوش کشان آید دل سوی خوشان آید·زیرا که بهار آمد شد آن دی بیگانه

ganjoor: sh2319 · public domain