沙姆斯集 嘎扎勒 2331 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۳۳۱

  1. از گفتن اسرار دهان را تو ببسته و آن در که نمی‌گویم در سینه گشاده

G2331:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 ای دلبر بی‌صورت صورتگر ساده·وی ساغر پرفتنه به عشاق بداده
  2. 2 از گفتن اسرار دهان را تو ببسته·و آن در که نمی‌گویم در سینه گشاده
  3. 3 تا پرده برانداخت جمال تو نهانی·دل در سر ساقی شد و سر در سر باده
  4. 4 صبحی که همی‌راند خیال تو سواره·جان‌های مقدس عدد ریگ پیاده
  5. 5 و آن‌ها که به تسبیح بر افلاک بنامند·تسبیح گسستند و گرو کرده سجاده
  6. 6 جان طاقت رخسار تو بی‌پرده ندارد·وز هر چه بگوییم جمال تو زیاده
  7. 7 چون اشتر مست است مرا جان ز پی تو·بر گردن اشتر تن من بسته قلاده
  8. 8 شمس الحق تبریز دلم حامله توست·کی بینم فرزند بر اقبال تو زاده

ganjoor: sh2331 · public domain