沙姆斯集 嘎扎勒 2351 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · G2351 · 30 联

غزل شمارهٔ ۲۳۵۱

打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。

  1. G2351:1 دیدی که چه کرد آن یگانهبرساخت پریر یک بهانه
  2. G2351:2 ما را و تو را کجا فرستاداو ماند و دو سه پری خانه
  3. G2351:3 ما را بفریفت ما چه باشیمبا آن حرکات ساحرانه
  4. G2351:4 آن سلسله کو به دست داردبربندد گردن زمانه
  5. G2351:5 از سنگ برون کشید مکریشاباش زهی شکر فسانه
  6. G2351:6 بست او گرهی میان ابروگم گشت خرد از این میانه
  7. G2351:7 بر درگه او است دل چو مسماربردوخته خویش بر ستانه
  8. G2351:8 بر مرکب مملکت سوار او استدر دست وی است تازیانه
  9. G2351:9 گر او کمر کهی بگیردکه را چو کهی کند کشانه
  10. G2351:10 خود آن که قاف همچو سیمرغکرده‌ست به کویش آشیانه
  11. G2351:11 از شرم عقیق درفشانشدرها بگداخت دانه دانه
  12. G2351:12 بادی که ز عشق او است در تنساکن نشود به رازیانه
  13. G2351:13 عشاق مذکرند وین خلقدرمانده‌اند در مثانه
  14. G2351:14 ساقی درده قدح که ماییممخمور ز باده شبانه
  15. G2351:15 آبی برزن که آتش دلبر چرخ همی‌زند زبانه
  16. G2351:16 در دست همیشه مصحفم بودوز عشق گرفته‌ام چغانه
  17. G2351:17 اندر دهنی که بود تسبیحشعر است و دوبیتی و ترانه
  18. G2351:18 بس صومعه‌ها که سیل بربودچه سیل که بحر بی‌کرانه
  19. G2351:19 هشیار ز من فسانه نایدمانند رباب بی‌کمانه
  20. G2351:20 مستم کن و برپران چو تیرمبشنو قصص بنی کنانه
  21. G2351:21 چون مست بود ز باده حقشهباز شود کمین سمانه
  22. G2351:22 بی‌خویش گذر کند ز دیواربر روی هوا شود روانه
  23. G2351:23 باخویش ز حق شوند و بی‌خویشمی‌ها بکشند عاشقانه
  24. G2351:24 دیدم که لبش شراب نوشدکی دید ز لب می مغانه
  25. G2351:25 و آن گاه چه می،می خدایینه از خنب فلان و یا فلانه
  26. G2351:26 ماهی ز کنار چرخ درتافتگم گشت دلم از این میانه
  27. G2351:27 این طرفه که شخص بی‌دل و جانچون چنگ همی‌کند فغانه
  28. G2351:28 مشنو غم عشق را ز هشیارکو سردلب است و سردچانه
  29. G2351:29 هرگز دیدی تو یا کسی دیدیخدان ز آتش دهد نشانه
  30. G2351:30 دم درکش و فضل و فن رها کنبا باز چه فن زند سمانه

ganjoor: sh2351 · public domain