沙姆斯集 嘎扎勒 2401 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۴۰۱

  1. از عشق سنگ خارا بر آهنی زده برقی بجسته ز آهن و خارا بسوخته

G2401:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 ای صد هزار خرمن‌ها را بسوخته·زین پس مدار خرمن ما را بسوخته
  2. 2 از عشق سنگ خارا بر آهنی زده·برقی بجسته ز آهن و خارا بسوخته
  3. 3 از سر قدم بساختم ای آفتاب حسن·هم سر به جوش آمده هم پا بسوخته
  4. 4 سرنای این دلم ز تو بنواخت پرده‌ای·هم پرده‌اش دریده و سرنا بسوخته
  5. 5 در اصل زمهریر گر افتد ز آتشت·تا روز حشر بینی سرما بسوخته
  6. 6 از عالم نه جای ندا کرد عشق تو·هر جان که گوش داشته برجا بسوخته
  7. 7 ای لطف سوزشی که شرار جمال تو·جان را کشیده پیش و به عمدا بسوخته
  8. 8 آن روی سرخ را می احمر دمی بدید·صفرای عشق او می حمرا بسوخته
  9. 9 آن خد احمر ار بنمایی دمی دگر·سودای تو برآید و صفرا بسوخته
  10. 10 طبعی که لاف زلف مطرا همی‌زدی·از جعد طره تو مطرا بسوخته
  11. 11 در وا شدم به جستن تو جانب فلک·در وا نگشت ماندم دروا بسوخته
  12. 12 کی بینم از شعاع وصال تو آتشی·راه دراز هجر ز پهنا بسوخته
  13. 13 من چون سپند رقص کنان اندر او شده·شعر تر و قصیده غرا بسوخته
  14. 14 اندرفتاده برق به دکان عاشقان·بازار و نقد و ناقد و کالا بسوخته
  15. 15 زر گشته مس جسم ز اکسیر جان چنانک·ز اکسیر مس‌ها را استا بسوخته
  16. 16 ایمان و مؤمنان همه حیران شده ز عشق·زنار پیر راهب ترسا بسوخته
  17. 17 برقی ز شمس دین و ز تبریز آمده·ابری که پرده گشت ز بالا بسوخته

ganjoor: sh2401 · public domain