沙姆斯集› 嘎扎勒 2427› 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۴۲۷
- نقشی که بر دل میزند بر دیده گر پیدا شدی هر دست و رو ناشستهای چون شیخ ذاالنون آمدی
G2427:4
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 گر باغ از او واقف بدی از شاخ تر خون آمدی·ور عقل از او آگه بدی از چشم جیحون آمدی
- 2 گر سر برون کردی مهش روزی ز قرص آفتاب·ذره به ذره در هوا لیلی و مجنون آمدی
- 3 ور گنجهای لعل او یک گوشه بر پستی زدی·هر گوشه ویرانهای صد گنج قارون آمدی
- 4 نقشی که بر دل میزند بر دیده گر پیدا شدی·هر دست و رو ناشستهای چون شیخ ذاالنون آمدی
- 5 ور سحر آن کس نیستی کو چشم بندی میکند·چون چشم و دل این جسم و تن بر سقف گردون آمدی
- 6 ای خواجه نظاره گر تا چند باشد این نظر·ارزان بدی گر زین نظر معشوق بیرون آمدی
- 7 مهمان نو آمد ولی این لوت عالم را بس است·دو کون اگر مهمان شدی این لوت افزون آمدی
ganjoor: sh2427 · public domain