沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۴۴۹
- کی درخور لیلی بود آن کس کز او مجنون شود پای علم آن کس بود کو راست جانی آن سری
G2449:6
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 من پیش از این میخواستم گفتار خود را مشتری·و اکنون همیخواهم ز تو کز گفت خویشم واخری
- 2 بتها تراشیدم بسی بهر فریب هر کسی·مست خلیلم من کنون سیر آمدم از آزری
- 3 آمد بتی بیرنگ و بو دستم معطل شد بدو·استاد دیگر را بجو بهر دکان بتگری
- 4 دکان ز خود پرداختم انگازها انداختم·قدر جنون بشناختم ز اندیشهها گشتم بری
- 5 گر صورتی آید به دل گویم برون رو ای مضل·ترکیب او ویران کنم گر او نماید لمتری
- 6 کی درخور لیلی بود آن کس کز او مجنون شود·پای علم آن کس بود کو راست جانی آن سری
ganjoor: sh2449 · public domain