沙姆斯集› 嘎扎勒 2452› 诗联 6 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۴۵۲
- گفتم مها در ما نگر در چشم چون دریا نگر آن جا مرو این جا نگر گفتا که خه سودا نگر
G2452:6
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 ای دل نگویی چون شدی ور عشق روزافزون شدی·گاهی ز غم مجنون شدی گاهی ز محنت خون شدی
- 2 در عشق تو چون دم زدم صد فتنه شد اندر عدم·ای مطرب شیرین قدم میزن نوا تا صبحدم
- 3 گفتم که شد هنگام می ما غرقه اندر وام می·نی نی رها کن نام می مستان نگر بیجام می
- 4 تو همچو آتش سرکشی من همچون خاکم مفرشی·در من زدی تو آتشی خوشی خوشی خوشی خوشی
- 5 ای نیست بر هستی بزن بر عیش سرمستی بزن·دل بر دل مستی بزن دستی بزن دستی بزن
- 6 گفتم مها در ما نگر در چشم چون دریا نگر·آن جا مرو این جا نگر گفتا که خه سودا نگر
- 7 ای بلبل از گلشن بگو زان سرو و زان سوسن بگو·زان شاخ آبستن بگو پنهان مکن روشن بگو
- 8 آخر همه صورت مبین بنگر به جان نازنین·کز تابش روح الامین چون چرخ شد روی زمین
- 9 هر نقش چون اسپر بود در دست صورتگر بود·صورت یکی چادر بود در پرده آزر بود
ganjoor: sh2452 · public domain