沙姆斯集 嘎扎勒 250 诗联 11 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۵۰

  1. کاه ربای من که می‌کشد نه از عدم آوردم کوه حرا

G250:11

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 هین که منم بر در در برگشا·بستن در نیست نشان رضا
  2. 2 در دل هر ذره تو را درگهیست·تا نگشایی بود آن در خفا
  3. 3 فالق اصباحی و رب الفلق·باز کنی صد در و گویی درآ
  4. 4 نی که منم بر در بلک توی·راه بده در بگشا خویش را
  5. 5 آمد کبریت بر آتشی·گفت برون آ بر من دلبرا
  6. 6 صورت من صورت تو نیست لیک·جمله توام صورت من چون غطا
  7. 7 صورت و معنی تو شوم چون رسی·محو شود صورت من در لقا
  8. 8 آتش گفتش که برون آمدم·از خود خود روی بپوشم چرا
  9. 9 هین بستان از من تبلیغ کن·بر همه اصحاب و همه اقربا
  10. 10 کوه اگر هست چو کاهش بکش·داده امت من صفت کهربا
  11. 11 کاه ربای من که می‌کشد·نه از عدم آوردم کوه حرا
  12. 12 در دل تو جمله منم سر به سر·سوی دل خویش بیا مرحبا
  13. 13 دلبرم و دل برم ایرا که هست·جوهر دل زاده ز دریای ما
  14. 14 نقل کنم ور نکنم سایه را·سایه من کی بود از من جدا
  15. 15 لیک ز جایش ببرم تا شود·وصلت او ظاهر وقت جلا
  16. 16 تا که بداند که او فرع ماست·تا که جدا گردد او از عدا
  17. 17 رو بر ساقی و شنو باقیش·تات بگوید به زبان بقا

ganjoor: sh250 · public domain