沙姆斯集› 嘎扎勒 2504› 诗联 6 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۵۰۴
- چه هشیاری برادر هی ببین دریای پر از می مسلمان شو تو ای کافر چه شیرین است بیخویشی
G2504:6
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 اگر زهر است اگر شکر چه شیرین است بیخویشی·کله جویی نیابی سر چه شیرین است بیخویشی
- 2 چو افتادی تو در دامش چو خوردی باده جامش·برون آیی نیابی در چه شیرین است بیخویشی
- 3 مترس آخر نه مردی تو بجنب آخر نمردی تو·بده آن زر به سیمین بر چه شیرین است بیخویشی
- 4 چرا تو سرد و برف آیی فنا شو تا شگرف آیی·غم هستی تو کمتر خور چه شیرین است بیخویشی
- 5 در این منگر که در دامم که پر گشت است این جامم·به پیری عمر نو بنگر چه شیرین است بیخویشی
- 6 چه هشیاری برادر هی ببین دریای پر از می·مسلمان شو تو ای کافر چه شیرین است بیخویشی
- 7 نمود آن زلف مشکینش که عنبر گشت مسکینش·زهی مشک و زهی عنبر چه شیرین است بیخویشی
- 8 بیا ای یار در بستان میان حلقه مستان·به دست هر یکی ساغر چه شیرین است بیخویشی
- 9 یکی شه بین تو بس حاضر به جمله روحها ناظر·ز بیخویشی از آن سوتر چه شیرین است بیخویشی
ganjoor: sh2504 · public domain