沙姆斯集› 嘎扎勒 2542› 诗联 6 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۵۴۲
- ز تاب روی تو ماها ز احسانهای تو شاها شده زندان مرا صحرا در آن صحرا اغاپوسی
G2542:6
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 بتاب ای ماه بر یارم بگو یارا اغاپوسی·بزن ای باد بر زلفش که ای زیبا اغاپوسی
- 2 گر اینجایی گر آنجایی وگر آیی وگر نایی·همه قندی و حلوایی زهی حلوا اغاپوسی
- 3 ملامت نشنوم هرگز نگردم در طلب عاجز·نباشد عشق بازیچه بیا حقا اغاپوسی
- 4 اگر در خاک بنهندم توی دلدار و دلبندم·وگر بر چرخ آرندم از آن بالا اغاپوسی
- 5 اگر بالای که باشم چو رهبان عشق تو جویم·وگر در قعر دریاام در آن دریا اغاپوسی
- 6 ز تاب روی تو ماها ز احسانهای تو شاها·شده زندان مرا صحرا در آن صحرا اغاپوسی
- 7 چو مست دیدن اویم دو دست از شرم واشویم·بگیرم در رهش گویم که ای مولا اغاپوسی
- 8 دلارام خوش روشن ستیزه میکند با من·بیار ای اشک و بر وی زن بگو ایلا اغاپوسی
- 9 تو را هر جان همیجوید که تا پای تو را بوسد·ندارد زهره تا گوید بیا اینجا اغاپوسی
- 10 وگر از بنده سیرآبی بگیری خشم و دیر آیی·بماند بیکس و تنها تو را تنها اغاپوسی
- 11 بیا ای باغ و ای گلشن بیا ای سرو و ای سوسن·برای کوری دشمن بگو ما را اغاپوسی
- 12 بیا پهلوی من بنشین به رسم و عادت پیشین·بجنبان آن لب شیرین که مولانا اغاپوسی
- 13 منم نادان توی دانا تو باقی را بگو جانا·به گویایی افیغومی به ناگویا اغاپوسی
ganjoor: sh2542 · public domain