沙姆斯集 嘎扎勒 2566 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۵۶۶

  1. ای طالب آن طبله روی آر بدین قبله چون روی بدو آری مه روی جهان گردی

G2566:4

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 آورد طبیب جان یک طبله ره آوردی·گر پیر خرف باشی تو خوب و جوان گردی
  2. 2 تن را بدهد هستی جان را بدهد مستی·از دل ببرد سستی وز رخ ببرد زردی
  3. 3 آن طبله عیسی بد میراث طبیبان شد·تریاق در او یابی گر زهر اجل خوردی
  4. 4 ای طالب آن طبله روی آر بدین قبله·چون روی بدو آری مه روی جهان گردی
  5. 5 حبی ست در او پنهان کان ناید در دندان·نی تری و نی خشکی نی گرمی و نی سردی
  6. 6 زان حب کم از حبه آیی بر آن قبه·کان مسکن عیسی شد و آن حبه بدان خردی
  7. 7 شد محرز و شد محرز از داد تو هر عاجز·لاغر نشود هرگز آن را که تو پروردی
  8. 8 گفتم به طبیب جان امروز هزاران سان·صدق قدمی باشد چون تو قدم افشردی
  9. 9 از جا نبرد چیزی آن را که تو جا دادی·غم نسترد آن دل را کو را ز غم استردی
  10. 10 خامش کن و دم درکش چون تجربه افتادت·ترک گروان برگو تو زان گروان فردی

ganjoor: sh2566 · public domain