沙姆斯集 嘎扎勒 2569 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۵۶۹

  1. می جوش ز سر گیرد خمخانه به رقص آید گر از شکر قندت در جام کنی حالی

G2569:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 آن زلف مسلسل را گر دام کنی حالی·در عشق جهانی را بدنام کنی حالی
  2. 2 می جوش ز سر گیرد خمخانه به رقص آید·گر از شکر قندت در جام کنی حالی
  3. 3 از چشم چو بادامت در مجلس یک رنگی·هر نقل که پیش آید بادام کنی حالی
  4. 4 حاشا ز عطای تو کان نسیه بود ای جان·گر تشنه بود صادق انعام کنی حالی
  5. 5 ای ماه فلک پیما از منزل ما تا تو·صدساله ره ار باشد یک گام کنی حالی
  6. 6 از لطف تو از عقرب صد شیر بجوشیده·و آن کره گردون را هم رام کنی حالی
  7. 7 بر بام فلک صد در بگشاید و بنماید·گر حارس بامت را بر بام کنی حالی
  8. 8 هر خام شود پخته هم خوانده شود تخته·گر صبح رخت جلوه در شام کنی حالی

ganjoor: sh2569 · public domain