沙姆斯集› 嘎扎勒 257› 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۵۷
- گلبن خندان به دل و جان بگفت برگ منت هست به گلشن برآ
G257:2
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 لعل لبش داد کنون مر مرا·آنچ تو را لعل کند مر مرا
- 2 گلبن خندان به دل و جان بگفت·برگ منت هست به گلشن برآ
- 3 گر نخریدهست جهان را ز غم·مژده چرا داد خدا کهاشتری؟
- 4 در بن خانهست جهان تنگ و منگ·زود برآیید به بام سرا
- 5 صورت اقبال شکرریز گفت·شکر چو کم نیست شکایت چرا
- 6 ساغر بر دست خرامان رسید·فخر من و فخر همه ماورا
- 7 جام مباح آمد هین نوش کن·باز ره از غابر و از ماجرا
- 8 ساغر اول چو دود بر سرت·سجده کند عقل جنون تو را
- 9 فاش مکن فاش تو اسرار عرش·در سخنی زاده ز تحت الثری
ganjoor: sh257 · public domain