沙姆斯集 嘎扎勒 2584 诗联 9 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۵۸۴

  1. شد صافی بی‌دردی عقلی که توش بردی شد داروی هر خسته آن را که توش خستی

G2584:9

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 ماییم در این گوشه پنهان شده از مستی·ای دوست حریفان بین یک جان شده از مستی
  2. 2 از جان و جهان رسته چون پسته دهان بسته·دم‌ها زده آهسته زان راز که گفتستی
  3. 3 ماییم در این خلوت غرقه شده در رحمت·دستی صنما دستی می‌زن که از این دستی
  4. 4 عاشق شده بر پستی بر فقر و فرودستی·ای جمله بلندی‌ها خاک در این پستی
  5. 5 جز خویش نمی‌دیدی در خویش بپیچیدی·شیخا چه ترنجیدی بی‌خویش شو و رستی
  6. 6 بربند در خانه منمای به بیگانه·آن چهره که بگشادی و آن زلف که بربستی
  7. 7 امروز مکن جانا آن شیوه که دی کردی·ما را غلطی دادی از خانه برون جستی
  8. 8 صورت چه که بربودی در سر بر ما بودی·برخاستی از دیده در دلکده بنشستی
  9. 9 شد صافی بی‌دردی عقلی که توش بردی·شد داروی هر خسته آن را که توش خستی
  10. 10 ای دل بر آن ماهی زین گفت چه می‌خواهی·در قعر رو ای ماهی گر دشمن این شستی

ganjoor: sh2584 · public domain