沙姆斯集 嘎扎勒 2600 诗联 5 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۶۰۰

  1. اندر پس دیواری در سایه خورشیدش در نیم شب هجران بگشود مرا کاری

G2600:5

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 گفتم که بجست آن مه از خانه چو عیاری·تشنیع زنان بودم بر عهد وفاداری
  2. 2 غماز غمت گفتا در خانه بجوی آخر·آن طره که دل دزدد ماننده طراری
  3. 3 در سوخته جان زن از آهن و از سنگش·در پیه دو دیده خود بر آب بزن ناری
  4. 4 بفروز چنین شمعی در خانه همی‌گردان·باشد که نهان باشد او از پس دیواری
  5. 5 اندر پس دیواری در سایه خورشیدش·در نیم شب هجران بگشود مرا کاری
  6. 6 در خانه همی‌گشتم در دست چنین شمعی·تا تیره شد این شمعم از تابش انواری
  7. 7 گفتم که در این زندان چون یافتمت ای جان·در بی‌نمکی چون ره بردم به نمکساری
  8. 8 ای شوخ گریزنده وی شاه ستیزنده·وی از تو جهان زنده چون یافتمت باری
  9. 9 در حال نهانی شد پنهان چو معانی شد·چون گوهر کانی شد غیرت شده ستاری
  10. 10 من دست زنان بر سر چون حلقه شده بر در·وین طعنه زنان بر من هم یافته بازاری
  11. 11 از پرتو مخدومی شمس الحق تبریزی·چون مه که ز خورشیدش شد تیره خجل واری

ganjoor: sh2600 · public domain