沙姆斯集› 嘎扎勒 2609› 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۶۰۹
- کو گوهر جان بودن کو حرف بپیمودن کو سینه ره بینی کو دیده شه بینی
G2609:4
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 در عشق کجا باشد مانند تو عشقینی·شاهان ز هوای تو در خرقه دلقینی
- 2 بر خوان تو استاده هر گوشه سلیمانی·وز غایت مستی تو همکاسه مسکینی
- 3 بس جان گزین بوده سلطان یقین بوده·سردفتر دین بوده از عشق تو بیدینی
- 4 کو گوهر جان بودن کو حرف بپیمودن·کو سینه ره بینی کو دیده شه بینی
- 5 هر مست میت خورده دو دست برآورده·کاین عشق فزون بادا وز هر طرف آمینی
- 6 گویند بخوان یاسین تا عشق شود تسکین·جانی که به لب آمد چه سود ز یاسینی
- 7 آن دلشده خاکی کز عشق زمین بوسد·در دولت تو بنهد بر پشت فلک زینی
- 8 آوه خنک آن دل را کو لازم آن جان شد·گه باده جان گیرد گه طره مشکینی
- 9 هرگز نکند ما را عالم به جوال اندر·کز شمس حق تبریز پر کردم خرجینی
ganjoor: sh2609 · public domain