沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۶۱۱
- شمس الحق تبریزی صبحی که تو خندانی کی شب بودش در پی یا زحمت بیگاهی
G2611:8
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 جانا تو بگو رمزی از آتش همراهی·من دم نزنم زیرا دم مینزند ماهی
- 2 بر خیمهٔ این گردون تو دوش قنق بودی·مه سجده همیکردت ای ایبک خرگاهی
- 3 خورشید ز تو گشته صاحبکُله گردون·وز بخشش تو دیده این ماه سما ماهی
- 4 کی هر دو یکی گردد تو آتش و من روغن·وین قسمت چون آمد؟ تو یوسف و من چاهی!
- 5 هر چند که این جوشم از آتش تو باشد·من بندهٔ آن خلعت گر رانی و گر خواهی
- 6 این دانش من گشته بر دانش تو پرده·فریاد من مسکین از دانش و آگاهی
- 7 گه از می و از شاهد گویم مثل لطفش·وین هر دو کجا گنجد در وحدت اللهی
- 8 شمس الحق تبریزی صبحی که تو خندانی·کی شب بودش در پی یا زحمت بیگاهی
ganjoor: sh2611 · public domain