沙姆斯集 嘎扎勒 2634 诗联 16 ← 上一页

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۶۳۴

  1. هر چیز که خواهی تو ز عطار بیابی دکان محیط است و جز این نیست دکانی

G2634:16

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 امروز در این شهر نفیر است و فغانی·از جادوی چشم یکی شعبده خوانی
  2. 2 در شهر به هر گوشه یکی حلقه به گوشی است·از عشق چنین حلقه ربا چرب زبانی
  3. 3 بی‌زخم نیابی تو در این شهر یکی دل·از تیر نظرهای چنین سخته کمانی
  4. 4 ای شهر چه شهری تو که هر روز تو عید است·ای شهر مکان تو شد از لطف زمانی
  5. 5 چه جای مکان است و چه سودای زمان است·ای هر دو شده از دم تو نادره لانی
  6. 6 شهری است که او تختگه عشق خدایی است·بغداد نهان است وز او دل همدانی
  7. 7 امروز در این مصر از این یوسف خوبی·بی‌زجر و سیاست شده هر گرگ شبانی
  8. 8 صد پیر دو صدساله از این یوسف خوش دم·مانند زلیخا شده در عشق جوانی
  9. 9 او حاکم دل‌ها و روان‌هاست در این شهر·ماننده تقدیر خدا حکم روانی
  10. 10 صد نور یقین سجده کن روی چو ماهش·کی سوی مهش راه بزد ابر گمانی
  11. 11 صد چون من و تو محو چنان بی‌من و مایی·چون ظلمت شب محو رخ ماه جهانی
  12. 12 جز حضرت او نیست فقیرانه حضوری·جز سایه خورشید رخش نیست امانی
  13. 13 از حیله او یک دو سخن دارم بشنو·چون زهره ندارم که بگویم که فلانی
  14. 14 گر نام نگوییم و نشان نیز نگوییم·زین باده شکافیده شود شیشه جانی
  15. 15 هین دست ملرزان و فروکش قدح عشق·پازهر چو داری نکند زهر زیانی
  16. 16 هر چیز که خواهی تو ز عطار بیابی·دکان محیط است و جز این نیست دکانی

ganjoor: sh2634 · public domain