沙姆斯集› 嘎扎勒 2638› 诗联 9 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۶۳۸
- ای عشق ببخشای بر این خاک که دانی کز خاک همان رست که در خاک دمیدی
G2638:9
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 ای آنک به دلها ز حسد خار خلیدی·اینها همه کردی و در آن گور خزیدی
- 2 تلخی دهد امروز تو را در دل و در کام·آن زهرگیاهی که در این دشت چریدی
- 3 آن آهن تو نرم شد امروز ببینی·که قفل دری یا جهت قفل کلیدی
- 4 طوق ملکی این دم اگر گوهر پاکی·رد فلکی این دم اگر جان پلیدی
- 5 با جمله روانها به تک روح روانی·سلطان جهادی اگر از نفس جهیدی
- 6 با خالق آرام تو آرام گرفتی·وز دیو رمیده تو به هنگام رهیدی
- 7 امروز تو را بازخرد از غمش آن نور·کو را چو دل و جان به دل و جان بخریدی
- 8 آن سیمبر اندر بر سیمین تو آید·کو را چو نثار زر از این خاک بچیدی
- 9 ای عشق ببخشای بر این خاک که دانی·کز خاک همان رست که در خاک دمیدی
- 10 خامش کن و منمای به هر کس سر دل ز آنک·در دیده هر ذره چو خورشید پدیدی
ganjoor: sh2638 · public domain