沙姆斯集› 嘎扎勒 2640› 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۶۴۰
- بگرفت تو را تاسه و حال تو چنان است کز عجز تو در تاسه حمام بمانی
G2640:4
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 مگریز ز آتش که چنین خام بمانی·گر بجهی از این حلقه در آن دام بمانی
- 2 مگریز ز یاران تو چو باران و مکش سر·گر سر کشی سرگشته ایام بمانی
- 3 با دوست وفا کن که وفا وام الست است·ترسم که بمیری و در این وام بمانی
- 4 بگرفت تو را تاسه و حال تو چنان است·کز عجز تو در تاسه حمام بمانی
- 5 میترسی از این سر که تو داری و از این خو·کان سر تو به رنجوری سرسام بمانی
- 6 با ما تو یکی کن سر زیرا سر وقت است·تا همچو سران شاد سرانجام بمانی
ganjoor: sh2640 · public domain