沙姆斯集 嘎扎勒 2651 诗联 7 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۶۵۱

  1. بیا ای زلف چوگان حکم داری که چون گویم در این میدان فکندی

G2651:7

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 کریما تو گلی یا جمله قندی·که چون بینی مرا چون گل بخندی
  2. 2 عزیزا تو به بستان آن درختی·که چون دیدم تو را بیخم بکندی
  3. 3 چه کم گردد ز جاهت گر بپرسی·که چونی در فراقم دردمندی
  4. 4 من آنم کز فراقت مستمندم·تو آنی که خلاص مستمندی
  5. 5 در این مطبخ هزاران جان به خرج است·ببین تو ای دل پرخون که چندی
  6. 6 چو حلقه بر درت گرچه مقیمم·چه چاره چون تو بر بام بلندی
  7. 7 بیا ای زلف چوگان حکم داری·که چون گویم در این میدان فکندی
  8. 8 سپند از بهر آن باشد که سوزد·دلا می‌سوز دلبر را سپندی
  9. 9 بیا ای جام عشق شمس تبریز·که درد کهنه را تو سودمندی

ganjoor: sh2651 · public domain