沙姆斯集 嘎扎勒 2660 诗联 9 ← 上一页

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۶۶۰

  1. خمش کن گفت هشیاریت آرد نه مست غمزهٔ خماره گشتی

G2660:9

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 چرا ز اندیشه‌ای بیچاره گشتی‌؟·فرورفتی به خود غمخواره گشتی‌؟
  2. 2 تو را من پاره پاره جمع کردم·چرا از وسوسه صدپاره گشتی‌؟
  3. 3 ز دارالملک عشقم رخت بردی·در این غربت چنین آواره گشتی
  4. 4 زمین را بهر تو گهواره کردم·فسرده تخته گهواره گشتی
  5. 5 روان کردم ز سنگت آب حیوان·به سوی خشک رفتی خاره گشتی
  6. 6 توی فرزند جان کار تو عشق است·چرا رفتی تو و هرکاره گشتی‌؟
  7. 7 از آن خانه که تو صد زخم خوردی·به گرد آن در و درساره گشتی
  8. 8 در آن خانه که صد حلوا چشیدی·نگشتی مطمئن اماره گشتی
  9. 9 خمش کن گفت هشیاریت آرد·نه مست غمزهٔ خماره گشتی

ganjoor: sh2660 · public domain