沙姆斯集 嘎扎勒 2661 诗联 10 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۶۶۱

  1. نباشد راه را عار از چو من گرد که زر را عار نبود رنگ زردی

G2661:10

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 کجا شد عهد و پیمانی که کردی·کجا شد قول و سوگندی که خوردی
  2. 2 نگفتی چرخ تا گردان بوَد گرد·از این سرگشته هرگز برنگردی
  3. 3 نگفتی تا بود خورشید دلگرم·نکاهد گرم ما را هیچ سردی
  4. 4 نگفتی یک دل و مردانه باشیم·به جان جمله مردان و به مردی
  5. 5 مرا گویی اگر من جور کردم·بدان کردم که پیش از من تو کردی
  6. 6 چرا شاید که با چون من گدایی·چو تو شاهنشهی گیرد نبردی
  7. 7 میان ما و تو سرکنگبین است·ز من سرکه ز تو شکرنوردی
  8. 8 چو من سرکه فروشم پس تو شکر·بیفزا چون به شیرینی تو فردی
  9. 9 منم خاک و چو خاکی باد یابد·تو عذرش نِه‌، مگویش گَرد کردی
  10. 10 نباشد راه را عار از چو من گرد·که زر را عار نبود رنگ زردی
  11. 11 شهاب آتش ما زنده بادا·چو القاب شهاب سهروردی

ganjoor: sh2661 · public domain