沙姆斯集 嘎扎勒 2670 诗联 5 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۶۷۰

  1. منم بیمار و تو ما را طبیبی بپرس آخر که ای بیمار چونی

G2670:5

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 خوشی آخر بگو ای یار چونی·از این ایام ناهموار چونی
  2. 2 به روز و شب مرا اندیشه توست·کز این روز و شب خون خوار چونی
  3. 3 از این آتش که در عالم فتاده‌ست·ز دود لشکر تاتار چونی
  4. 4 در این دریا و تاریکی و صد موج·تو اندر کشتی پربار چونی
  5. 5 منم بیمار و تو ما را طبیبی·بپرس آخر که ای بیمار چونی
  6. 6 منت پرسم اگر تو می‌نپرسی·که ای شیرین شیرین کار چونی
  7. 7 وجودی بین که بی‌چون و چگونه‌ست·دلا دیگر مگو بسیار چونی
  8. 8 بگو در گوش شمس الدین تبریز·که ای خورشید خوب اسرار چونی

ganjoor: sh2670 · public domain