沙姆斯集 嘎扎勒 2677 诗联 3 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۶۷۷

  1. به دوران تو منسوخ است شیشه بگردان آن سبوهای دودستی

G2677:3

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 سلام علیک ای مقصود هستی·هم از آغاز روز امروز مستی
  2. 2 توی می واجب آید باده خوردن·توی بت واجب آید بت پرستی
  3. 3 به دوران تو منسوخ است شیشه·بگردان آن سبوهای دودستی
  4. 4 بیا بشنو حدیث پوست کنده·همه مغزم چو در مغزم نشستی
  5. 5 هلا ای یوسف خوبان به مصر آ·ز قعر چه به حبل الله رستی
  6. 6 بگیر ای چرخ پیر چنبری پشت·رسن را سخت کز چنبر بجستی
  7. 7 منم لولی و سرنا خوش نوازم·بده شکر نیم را چون شکستی
  8. 8 به دو بوسه مخا از خشم لب را·تو ده نان چون دکان‌ها را ببستی
  9. 9 بلی گو نی مگو ای صورت عشق·که سلطان بلی شاه الستی
  10. 10 بلی تو برآردمان به بالا·بلی ما فرود آرد به پستی
  11. 11 خمش کن عشق خود مجنون خویش است·نه لیلی گنجد و نی فاطمستی

ganjoor: sh2677 · public domain