沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۶۸۳
- نگارا تو گلی یا جمله قندی که چون بینی مرا چون گل بخندی
G2683:1
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 نگارا تو گلی یا جمله قندی·که چون بینی مرا چون گل بخندی
- 2 نگارا تو به بستان آن درختی·که چون دیدم تو را بیخم بکندی
- 3 چه کم گردد ز حسنت گر بپرسی·که چونی در فراقم دردمندی
- 4 من آنم کز فراقت مستمندم·تو آنی که هلاک مستمندی
- 5 در این مطبخ هزاران جان به خرج است·ببین تو ای دل مسکین که چندی
- 6 چو حلقه بر درت سر میزنم من·چه چاره چون تو بر بام بلندی
- 7 بیا ای زلف چوگان حکم داری·که چون گویم در این میدان فکندی
- 8 سپند از بهر آن باشد که سوزد·دلا می سوز دلبر را سپندی
- 9 بیا ای جام عشق شمس تبریز·که درد کهنه را تو سودمندی
ganjoor: sh2683 · public domain