沙姆斯集 嘎扎勒 2690 诗联 6 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۶۹۰

  1. ز دور استاده جانم در تماشا به پیش آمد مرا خوش شهسواری

G2690:6

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 چو عشق آمد که جان با من سپاری·چرا زوتر نگویی کآری آری
  2. 2 جهان سوزید ز آتش‌های خوبان·جمال عشق و روی عشق باری
  3. 3 چو جان بیند جمال عشق گوید·شدم از دست و دست از من نداری
  4. 4 بدیدم عشق را چون برج نوری·درون برج نوری اه چه ناری
  5. 5 چو اشترمرغ جان‌ها گرد آن برج·غذاشان آتشی بس خوشگواری
  6. 6 ز دور استاده جانم در تماشا·به پیش آمد مرا خوش شهسواری
  7. 7 یکی رویی چو ماهی ماه سوزی·یکی مریخ چشمی پرخماری
  8. 8 که جان‌ها پیش روی او خیالی·جهان در پای اسب او غباری
  9. 9 همی‌رست از غبار نعل اسبش·بیابان در بیابان خوش عذاری
  10. 10 همی‌تازید عقلم اندک اندک·همی‌پرید از سر چون طیاری
  11. 11 همین دانم دگر از من مپرسید·که صد من نیست آن جا در شماری
  12. 12 من آن آبم که ریگ عشق خوردش·چه ریگی بلک بحر بی‌کناری
  13. 13 چو لاله کفته‌ای در شهر تبریز·شدم بر دست شمس الدین نگاری

ganjoor: sh2690 · public domain