沙姆斯集› 嘎扎勒 2702› 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۷۰۲
- بیا ای سرو گلرخ سوی گلشن که به از سرو نبود سایه بانی
G2702:2
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 مگیر ای ساقی از مستان کرانی·که کم یابی گرانی بیگرانی
- 2 بیا ای سرو گلرخ سوی گلشن·که به از سرو نبود سایه بانی
- 3 چو نور از ناودان چشم ریزد·یقین بیبام نبود ناودانی
- 4 عجب آن بام بالای چه خانهست·مبارک جا مبارک خاندانی
- 5 که را بود این گمان که بازیابیم·نشانی زین چنین فتنه نشانی
- 6 دلی که چون شفق غرقاب خون بود·پر از خورشید شد چون آسمانی
- 7 ز حرص این شکم پهلو تهی کن·که تا پهلو زنی با پهلوانی
- 8 عجب ننگت نمیآید برادر·ز جانی کو بود محتاج نانی
- 9 که آب زندگانی گفت ما را·که جز دکان نان داری دکانی
ganjoor: sh2702 · public domain