沙姆斯集 嘎扎勒 2706 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۷۰۶

  1. بیا ای خواجه بنگر یار ما را چو از اصحاب و از یاران مایی

G2706:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 چه دلشادم به دلدار خدایی·خدایا تو نگهدار از جدایی
  2. 2 بیا ای خواجه بنگر یار ما را·چو از اصحاب و از یاران مایی
  3. 3 بدان شرطی که با ما کژ نبازی·وگر بازی تو با ما برنیایی
  4. 4 دغایانی که با جسم چو پیلند·سوار اسب فرهنگ و کیانی
  5. 5 پیاده گشته و رخ زرد ماندند·ز فرزین بند شاهان بقایی
  6. 6 چه بودی گر بدانستی مهی را·شکسته اختری در بی‌وفایی
  7. 7 وگر مه را نداند ماه ماه است·چگونه مه نه ارضی نی سمایی
  8. 8 که ارضی و سمایی را غروب است·فتد بی‌اختیارش اختفایی
  9. 9 ظهور و اختفای ماه جانی·به دست او است در قدرت نمایی
  10. 10 بسوز ای تن که جان را چون سپندی·به دفع چشم بد چون کیمیایی
  11. 11 که چشم بد به جز بر جسم ناید·به معنی کی رسد چشم هوایی
  12. 12 کناری گیرمش در جامه تن·که جان را زو است هر دم جان فزایی
  13. 13 خیالت هر دمی این جاست با ما·الا ای شمس تبریزی کجایی

ganjoor: sh2706 · public domain