沙姆斯集 嘎扎勒 2715 诗联 6 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۷۱۵

  1. رخ گلنار گر در ره حجاب است چو گل در جان زنیمش زود ناری

G2715:6

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 مرا اندر جگر بنشست خاری·بحمدالله ز باغ او است باری
  2. 2 یکی اقبال زفتی یافت جانم·وگرچه شد تنم در عشق زاری
  3. 3 کناری نیست این اقبال ما را·چو بگرفتم چنین مه در کناری
  4. 4 بگیر این عقل را بر دار او کش·تماشا کن از این پس گیر و داری
  5. 5 چو اندربافت این جانم به عشقش·ز هستم تا نماند پود و تاری
  6. 6 رخ گلنار گر در ره حجاب است·چو گل در جان زنیمش زود ناری
  7. 7 مشو غره به گلزار فنا تو·که او گنده شود روزی سه چاری
  8. 8 جمالی بین که حضرت عاشقستش·بشو بهر چنین جان جان سپاری
  9. 9 خداوندی شمس الدین تبریز·کز او دارد خداوند افتخاری

ganjoor: sh2715 · public domain