沙姆斯集 嘎扎勒 2765 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۷۶۵

  1. چون جان برسد نه تن بجنبد جان آمد از لحد برآیی

G2765:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 آن شمع چو شد طرب فزایی·پروانه دلان به رقص آیی
  2. 2 چون جان برسد نه تن بجنبد·جان آمد از لحد برآیی
  3. 3 چون بانگ سماع در که افتاد·ای کوه گران کم از صدایی
  4. 4 کاین باد بهار می‌رساند·رقصانی شاخ را صلایی
  5. 5 در ذره کجا قرار ماند·خورشید به رقص در سمایی
  6. 6 هم آتش و دود گشته پیچان·از آتش روی جان فزایی
  7. 7 ماهی صنما ز روح بی‌جسم·شوخی شکری یکی بلایی
  8. 8 گه کوته و گه دراز گشتیم·با سایه صورت همایی
  9. 9 هم بر لب دوست مست گشتیم·نالان شده مست همچو نایی
  10. 10 بر باد سوار همچو کاهیم·اندر جولان ز کهربایی
  11. 11 چون پشه ز خون خویش مستیم·وز دیگ جگر دلا ابایی
  12. 12 اندر خلوت به هوی هویی·در جمعیت به های هایی
  13. 13 در صورت بنده کمینیم·در سر صفت یکی خدایی
  14. 14 این داد خدیو شمس تبریز·بی کبر ولیک کبریایی

ganjoor: sh2765 · public domain