沙姆斯集› 嘎扎勒 2786› 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۷۸۶
- مشرق و مغرب بدرد همچو ابر از یک دگر چون چنین خورشید از نور خدا آوردهای
G2786:2
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 آتشینا آب حیوان از کجا آوردهای·دانم این باری که الحق جان فزا آوردهای
- 2 مشرق و مغرب بدرد همچو ابر از یک دگر·چون چنین خورشید از نور خدا آوردهای
- 3 خیره گان روی خود را از ره و منزل مپرس·چون بر ایشان شعلههای کبریا آوردهای
- 4 احمقی باشد اگر جانی بمیرد بعد از این·چون چنین دریای جوشان از بقا آوردهای
- 5 از قضا و از قدر مر عاشقان را خوف نیست·چون قدر را مست گشته با قضا آوردهای
- 6 مینگنجد جان ما در پوست از شادی تو·کاین جمال جان فزا از بهر ما آوردهای
- 7 شمس تبریزی جفا کردی و دانم این قدر·کز میان هر جفایی صد وفا آوردهای
ganjoor: sh2786 · public domain