沙姆斯集 嘎扎勒 2817 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · G2817 · 13 联

غزل شمارهٔ ۲۸۱۷

打开任一诗联,阅其专属页面——译文、解说、难词。

  1. G2817:1 مکن ای دوست نشاید که بخوانند و نیاییو اگر نیز بیایی بروی زود نپایی
  2. G2817:2 هله ای دیده و نورم گه آن شد که بشورمپی موسی تو طورم شدی از طور کجایی
  3. G2817:3 اگرم خصم بخندد و گرم شحنه ببنددتو اگر نیز به قاصد به غضب دست بخایی
  4. G2817:4 به تو سوگند بخوردم که از این شیوه نگردمبکنم شور و بگردم به خدا و به خدایی
  5. G2817:5 بکن ای دوست چراغی که به از اختر و چرخیبکن ای دوست طبیبی که به هر درد دوایی
  6. G2817:6 دل ویران من اندر غلط ار جغد درآیدبزند عکس تو بر وی کند آن جغد همایی
  7. G2817:7 هله یک قوم بگریند و یکی قوم بخندندره عشق تو ببندند به استیزه نمایی
  8. G2817:8 اگر از خشم بجنگی وگر از خصم بلنگیو اگر شیر و پلنگی تو هم از حلقه مایی
  9. G2817:9 به بد و نیک زمانه نجهد عشق ز خانهنبود عشق فسانه که سمایی است سمایی
  10. G2817:10 چو مرا درد دوا شد چو مرا جور وفا شدچو مرا ارض سما شد چه کنم طال بقایی
  11. G2817:11 سحرالعین چه باشد که جهان خشک نمایدبر عام و بر عارف چو گلستان رضایی
  12. G2817:12 هله این ناز رها کن نفسی روی به ما کننفسی ترک دغا کن چه بود مکر و دغایی
  13. G2817:13 هله خاموش که تا او لب شیرین بگشایدبکند هر دو جهان را خضر وقت سقایی

ganjoor: sh2817 · public domain